عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨١ - انعتاق و اسباب آن
ترجمه:
ب: در صورتى كه معتق معسر و از پرداختن سهم شريك ناتوان باشد بر مملوك لازم است سعى نموده تا آن را تحصيل كرده و به شريك بپردازد و سپس آزاد گردد.
ج: اگر مملوك از تحصيل قيمت سهم شريك عاجز و ناتوان بود حكم اين است كه در كسبش قرار مهاياة [١] مىگذارند.
تبصره
مهايات هم شامل كسبهاى متعارف بوده و هم آنچه عادتا نادر الوقوع است را در بر مىگيرد.
د: اگر معتق و شريك در قيمت حصّه شريك با هم اختلافشان شد حكم اين است كه شريك بايد قسم بخورد زيرا مال از دست او خارج مىگردد.
انعتاق و اسباب آن
گاهى عتق با اسبابى چند حاصل مىشود كه ذيلا نقل مىشوند:
١- نابينا شدن مملوك.
٢- مبتلا شدن مملوك به مرض جذام.
٣- زمينگير شدن مملوك.
٤- اسلام آوردن مملوك قبل از آقايش در بلاد كفرنشين.
٥- پرداختن قيمت مملوكى را كه وارث است به مولايش. [٢]
٦- تنكيل نمودن مولى نسبت به مملوكش. [٣]
٧- و گاهى عتق بواسطه ملك حاصل مىشود و تحقيقش قبلا گذشت.
[١] مراد از « مهاياة » آن است كه مملوك و شريك معتق زمان را بين خود تقسيم كرده و طبق قراردادى كه فيما بين منعقد مىشود مقدارى از زمان معيّن شده تعلّق به مملوك داده شده كه در اين زمان هرچه كسب نمود به خودش مربوط است و مقدارى ديگر از زمان از آن شريك مىباشد كه در اين زمان هرچه مملوك كسب كرد مال شريك است.
[٢] فرض آن در جائى است كه شخص فوت شده و هيچ وارثى به غير از عبد ندارد لذا عبد را از ما ترك ميّت بمقدار قيمتش مىخرند، تا آزاد شده و بقيه ما ترك را ارث ببرد.
[٣] تنكيل عبارت از اينكه مولى نسبت به مملوكش فعل فظيعى را مرتكب گردد مثل اينكه گوش يا بينى يا زبان و يا لبهاى او را ببرد.